☰ پویا اندیشان چهار باغ
مدیریت فروش
مقدمه:
هدف تمام شرکتهای انتفاعی، افزایش فروش سودآور از طریق ارضای نیازها و خواسته های بازار و مصرف کنندگان در بلندمدت است. مدیریت فروش در رسیدن به این هدف نقش مهمی را در مجموعه فعالیتهای بازاریابی ایفا می کند.فروشندگان امروز بیش از گذشته قدرتی پویا در دنیای تجارت محسوب می شوند و تلاشهای آنها اثر مستقیم بر فعالیتهای متنوع و مختلف شرکت دارد.آنها محصولات شرکت را به مشتریان معرفی می کنند، سفارشات فروش را که منجر به ارسال محصولات برای مشتریان می شود دریافت می کنند. موقعیت محصولات شرکت را در بازار حفظ می کنند، وضعیت رقبا را ارزیابی می کنند و نهایتاً زمینه های موفقیت و پیشرفت شرکت را فراهم می آورند. شرکتها برای فروش محصولات خود شیوه مناسبی را اتخاذ می کنند. آنها یا از فروشندگان مستقیم خود برای فروش استفاده می کنند و یا برای این منظور از فروشندگان قراردادی استفاده می کنند. در هر دو شیوه، مدیران فروش بایستی مدیریت بر فروش و نیروی فروش را جدی بگیرند.
مدیریت فروش چیست ؟
مدیریت فروش از مباحثی است که در سالهای اخیر مطرح شده و بیشتر به برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل نیروی فروش تاکید می کند. برای درک و اهمیت مدیریت فروش، ابتدا باید مشخص کرد فروش چیست ؟ فروش عبارتست از کمک کردن به مشتری به منظور خرید چیزی که آنرا برای رفع نیازهای خود می خواهد. فروش عبارتست از فرآیندی که دارای سه مرحله زیر است:
- درک نیازهای مشتری
- ارائه راه حلی برای رفع این نیازها
- کسب رضایت مشتری
کالاها و خدمات توسط شرکتها تولید شده و روانه بازار می گردند و با انجام عملیات فروش توسط فروشندگان بدست خریداران رسانده می شوند. فروشندگان نقش پل ارتباطی بین تولید کننده و مصرف کننده را بازی می کنند، لذا فعالیتهای فروشندگان میبایست توسط مدیران فروش به نحوی مقتضی، برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل شود.
حسابداری مدیریت فروش:
سیستم حسابداری فروش داده پردازی یدک پلاس امکانات مناسبی برای ثبت، ردیابی و کنترل و در نهایت گزارشگیری از اطلاعات مربوط به عملیات فروش و حسابداری فروش را فراهم نموده است. این ابزار با داشتن امکانات ویژه در خصوص کنترل حدود اعتباری اسنادی و دفتری امکانات منحصر به فردی را برای مدیران و کارشناسان مالی جهت تحقق نیازهای سازمان در زمان سررسید ایجاد کرده است که این فرایند یکی ازعوامل موثر در ایجاد رضایت و تمایز سازمان می گردد.
بخشی از فرایندهای تحت پوشش:
- امکان تعریف و طبقه بندی مشتریان
- قیمت گذاری از طریق اعلامیه قیمت
- مدیریت ریالی در فرایندهای فروش از قبیل پیش فاکتور –حواله فروش –فاکتور فروش و ...
- صدور فاکتور فروش (با مبناهای مختلف )
- فاکتور برگشت از فروش (با مبناهای مختلف )
- اعلامیه بدهکاران و بستانکاران
- امکان دریافت فایل و گزارشات خرید و فروش فصلی با فرمت دارایی
- صدور اسناد اتوماتیک به حسابداری مالی به صورت اتوماتیک بدون نیاز کاربر و هوش نرم افزار
- طراحی و اجرای گردش کار بر روی تمامی فرایند ها و شرط گذاری برای مراحل تاییدات و گردش آن در کارتابلها
- خروجی گزارشات در قالب (HTML-EXCEL- XML-PDF)
- امکان خروجی اطلاعات هر فرم به اکسل
وظایف مدیر فروش چیست؟
اساساً وظایف مدیر فروش نیز همانند هر مدیر دیگری شامل برنامه ریزی، سازماندهی، گزینش نیروی انسانی و انگیزش، هدایت و کنترل نیروهای تحت سرپرستی خود می باشد.مدیر فروش باید اهداف فروش را مشخص کند و این اهداف را با اهداف بازاریابی و اهداف کل شرکت هماهنگ سازد. بعبارت دیگر، اهداف بازاریابی شرکت به اهداف فروش تبدیل می شوند. اهداف فروش نیز حجم فروش را با توجه به هر خط تولید تعیین می کند. اهداف فروش را می توان برحسب مبالغ فروش یا واحدهای فروش رفته تعیین کرد. این اهداف را می توان برحسب مناطق فروش، انواع مصرف کنندگان و دوره های زمانی نیز تقسیم بندی کرد. بعلاوه اهداف را می بایست همواره ارزیابی، نظارت و کنترل کرد و در صورت لزوم آنها را تعدیل نمود، تا از طریق فروش، سودکافی حاصل گردد.سیستمهای مدیریت فروش، سیستمهای اطلاعاتی هستند. این سیستمها در بازاریابی و مدیریت به کار میروند و برخی از عملکردهای مدیریت فروش و فروش را اتوماتیک میکنند. این سیستمها با سیستم اطلاعاتی بازاریابی تلفیق میشوند و اغلب به آنها سیستمهای مدیریت ارتباط با مشتری اطلاق میشود.
مزایای سیستم برای مدیریت فروش
- مدیرفروش به جای جمع آوری برگههای کاری از مسئولین فروش و جدول بندی نتایج، میتواند نتایج را به طور اتوماتیک در جداول، چارتها یا گرافهای قابل فهم ارائه دهد. و بدین ترتیب در زمان صرفه جویی میشود.
- گزارشات کاری، درخواست اطلاعات، سفارشات ثبت شده و سایر اطلاعات فروش سریعتر به مدیریت فروش ارسال میشوند و به وی امکان میدهند تا سریعتر پاسخگو باشد. و بدین ترتیب مدیر فروش کنترل بهتری بر فرایند فروش خواهد داشت.
- مدیر فروش میتواند سیستم را به گونهای پیکربندی کند تا اطلاعات با کمک تکنیکهای آماری پیچیده به طورخودکار مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند و نتایج را به گونهای کاربر پسند ارائه دهد.
این اطلاعات در موارد زیر کاربرد خواهند داشت:
- فراهم آوردن دادههای تحقیقات بازار، جمعیت شناسی، رفتاری، پذیرش محصول، مشکلات محصول و تشخیص تمایلات مشتری
- فراهم آوردن دادهها تحقیقات بازار در زمینه: پویایی صنعت، رقبای جدید، محصولات جدید رقبا، فعالیتهای تبلیغاتی جدید رقبا
- هماهنگی با سایر بخشهای شرکت به ویژه بازاریابی، تولید و امور مالی
- شناسایی مشتریان سودآور و مشکلات مشتریان
- ردیابی بهره وری نیروی فروش
- مزایای سیستم برای مدیربازاریابی
- شناسایی ساختار اقتصادی صنعت
- شناسایی بازارهدف
- شناسایی بهترین مشتریان
- شناسایی رقباومحصولاتشان
- توسعه محصولات جدید
- بنیان نهادن مکانیسمهای اسکن محیط برای شناسایی فرصتها و تهدیدها
- شناسایی نقاط قوت و ضعف شرکت
- توسعه استراتژیهای بازاریابی برای هر یک از محصولات با کمک آمیخته بازاریابی (قیمت، محصول، مکان توزیع، و تبلیغ)
- ایجادمزیت رقابتی پایدار
مزایای استراتژیک سیستم
- همانگونه که در فوق اشاره شد، بهره وری افزایش مییابد. نیروی فروش از زمانشان کارآمدتر و اثربخشتر استفاده خواهند نمود. و بدین ترتیب افزایش بهره وری از سه طریق مزیت رقابتی را ایجاد میکند: کاهش هزینهها، افزایش فروش، افزایش سهم بازار.
- مسوولین فروش اطلاعات خود را با تناوب بیشتری ارسال میکنند. و بدین ترتیب زمان پاسخگویی مدیریت فروش کاهش مییابد.
- اگر از این سیستمها به خوبی استفاده شود، رضایت مشتری افزایش مییابد.
نتیجه گیری :
هدف تمام شرکتهای انتفاعی، افزایش فروش سودآور از طریق ارضای نیازها و خواسته های بازار و مصرف کنندگان در بلندمدت است. مدیریت فروش در رسیدن به این هدف نقش مهمی را در مجموعه فعالیتهای بازاریابی ایفا می کند.فروشندگان امروز بیش از گذشته قدرتی پویا در دنیای تجارت محسوب می شوند و تلاشهای آنها اثر مستقیم بر فعالیتهای متنوع و مختلف شرکت دارد.آنها محصولات شرکت را به مشتریان معرفی می کنند، سفارشات فروش را که منجر به ارسال محصولات برای مشتریان می شود دریافت می کنند. موقعیت محصولات شرکت را در بازار حفظ می کنند، وضعیت رقبا را ارزیابی می کنند و نهایتاً زمینه های موفقیت و پیشرفت شرکت را فراهم می آورند. شرکتها برای فروش محصولات خود شیوه مناسبی را اتخاذ می کنند. آنها یا از فروشندگان مستقیم خود برای فروش استفاده می کنند و یا برای این منظور از فروشندگان قراردادی استفاده می کنند. در هر دو شیوه، مدیران فروش بایستی مدیریت بر فروش و نیروی فروش را جدی بگیرند.